« بنام جان عاشق | خانه

.:بنام جان دعا:.

 October 3, 2009
 

 


شلام


بابايي ميگه كه ميگن "خدا وقتي همه ماها رو آفريد خودشو تو ماها ديد
 
و به خودش آفرين و به به گفت!"...


حالا كه خدا ميتونه خودشو تو ماها ببينه، ميخوام از خدا يه چيزي بخام ...


خدايي !


ميشه واسم يه كاري كني ؟


: .....


ميخام وقتي خودتو تو ماها ديدي، پيشش واسمون دعا كني ....


ميشه ؟...


خب !آففرين خدايي...

 واسمون دعا كن كه همه دنيا پر آدماي خوب شه...


واسمون دعا كن كار همه خاله ها و عموهام آسون باشه ... اذيت نشن...


خداجووون برامون دعا كن همه اونايي كه دوستت دارن؛

 كار و زندگي شون رو دوس داشته باشن...


كار و زندگي شون براشون خوشمزه باشه ...


خدا جوون برا مون دعا كن شبامون به سفيديه روزامون باشه 

نه بر عكسكي .


خداجون برا مون دعا كن همو دوس داشته باشيم ...

( مث ماماني و بابايي:دييييييي)


خدا جوون برامون دعا كن همه ما بچه ها، عاقبت به خير باشيم ....


ماماني!!


تو دعا نداري بگم خدا برامون بگه ؟


: چرا ماماني ... به خدا بگو حالا كه اين همه دوستمون داشته


 و دستامونو گذاشته تو دست هم و دلامونو گره زده بهم


 يه كاري كنه سلامتي و شادابي و نشاط خونه كنه تو وجودمون


 و راه هاي قشنگ با جاده هاي سرسبز نشونمون بده...


بهش بگو ماماني و بابايي خيلي زياد باهوشن..


 تو بگي ف ... اونا رفتن فرحزاد... :ديييي


ديگه گردن بابايي شكست :دي...


 آخه سوار گردن بابايي شدم دارم مي‌نويسم ...


راستي ماماني! تا يادم نرفته و بابايي پرتم نكرده پايين بگم :


 منتظر تو هم هستيم ها! يه وقت غريبي نكني اونجا...


حسابي شيطونياتو بكن تا بعد بياي پيشمون :پيييييي....


بابايي!... تو چي ؟
.........


خدا جوون برا منم دعا كن من حرف اين بابايي رو يَِــني كنم ....


همش ميگه بهت بگم برامون دعا كني كه ....


: ما را از شر چوپانانمان رهايي بخش ،
ما خود راه رهايي از گرگان را خواهيم يافت ....


آخه اينم شد دعا ؟


چوپون كيه گرگ چيه ...


اصاً چرا بع بعي شديد كه .........بععععععععع


شلام بع بعي !


تو دعا نداري خدا واست بگه ؟


: بع بع


 نوشته: دل آرام بابا | ساعت: 22:47:22 | لينک ثابت
 
یادآوری:

 

نظر:

 

لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.

 
#1 بهار
April 26, 2010 8:19 AM

حالا ما به روی خودمون نمیاریم اینجا خیلی وقته ساکته ، فکر نکنید حواسمون نیست. ای بابا thinking

 
November 29, 2009 4:17 PM

سلام
من بطور اتفاقي سايتتون رو ديدم.
خيلي محظوظ شدم.
سبز باشيد
ياحق rose

 
#3 pedram
October 13, 2009 2:37 AM

سلام.نمي دونم منو يادت هست يا نه.شايد اگه يه سر به وبلاگم بندازي يادت بياد شايد هم نه.چون من خودم هم تو رو يادم نمي ياد.حتي وبلاگ خودم رو.
سه سال از آخرين ژست من تو وبلاگم ميگذره و بعد از اين همه سال اومدم.نظر تو رو که ديدم گفتم بيام و سلامي بکنم و ...

 
#4 بهار
October 12, 2009 10:04 AM

unknown thinking
تولد چی شد؟ whistling

 
October 10, 2009 5:35 PM

تولد کی بوده؟ من چرا خبر نداشتم؟ unknown
تولدتون مبارک rose
برای دعاهای قشنگتون هم الهی آمین Smile

 
#6 ياسمن بانو
October 7, 2009 4:46 PM

ميگم يادتون باشها من کيک ميخوام يکي طلب من Wink

 
#7 ياسمن بانو
October 7, 2009 4:45 PM

Cool به به دوستان جمعند و منه خاله عقب موندم ... سلام داداش کوشولو... تولدت مبارک ..
خاله جان اميدوارم دعاهات همشون براورده بشه که هنوز نيومدي دل من غنج ميره راي خاله گفتنت party party party party party party کيک هم نميديد نه unknown

 
October 7, 2009 4:31 PM

سلااااااااااااااام party تولد مباااااااارک!ایشالا کنار هم 120 ساله بشید! Rolling Eyes
راستییییی Very Happy دعاهای دسته جمعیتونو هم خیلی دوست داشته بودیمی! Very Happy

 
#9 بهار
October 7, 2009 3:09 PM

تولدتون هزار بار مبارک rose
الهی همیشه کنار دلارام و مامان خانومش سلامت و شاد باشید rose

البته اول مامانش بعد خودشا Very Happy

 
#10 بهار
October 7, 2009 3:08 PM

Surprised Surprised Surprised Surprised Surprised Surprised Surprised Surprised

من تولد رو تبریک نگفتم؟ Surprised Confused

 
#11 بهار
October 7, 2009 3:07 PM

کیکککککککککک
ناهااااااااار
میوهههههههه
شربتتتتتتتتتت
کادووووووووووووووووووو

applause unknown

 
#12 بهار
October 7, 2009 3:01 PM

سلام
ببخشید دعوتتون که زودهنگام بود و انگار مهمونی شروع نشده یه طرف

هر وقت کامنت دونی رو باز میکنم سیستم بیچاره هنگ میکنه

Surprised

 
#13 آرش
October 7, 2009 2:32 PM

unknown اااااااااااااا راه رهایی از گرگان؟؟؟!!! Surprised مگه ما چه هیزم تری بهتون فروختیم آیا؟؟؟!!! Crying or Very Sad

 
#14 آرش
October 7, 2009 2:28 PM

Mad من نیز به نوبه خود قدم این نو رسیده؟؟!! چیزه ببخشید کهنه رسیده!!! را تبریکات صمیمانه عرض کرده و از دلارام جان که دعاشون اینقده گیراست!!! خواهشمند است برای بنده نیز دعای مالی (ترجیحا به یورو!!!) بفرمایند. Laughing Razz rose rose rose

 
#15 آرش
October 7, 2009 2:23 PM

unknown ظاهرا سرکاری بوده بریم همون ناهار دانشگاه رو بخوریم بیایم....
Evil or Very Mad آهای خانوم ... بله با شمام اس ام اس من کو جوابش؟؟؟؟ whistling

 
#16 آرش
October 7, 2009 2:20 PM

Sad واقعا که 120 کیلو وزن رو با دلایل واحی کشیدین اینجا که چی بشه آیا؟

کوش پس این تولد و کیک و ساندویچ های مربوطششششششش؟؟؟؟!!!! Evil or Very Mad

 
#17 بهار
October 7, 2009 10:13 AM

تولد؟ unknown

کیک جون؟ Surprised

کیییییییییییک Evil or Very Mad

کوشین پس؟ Very Happy

 
#18 بهار
October 7, 2009 10:12 AM

یا الله من اومدم party

تولد کوش پس؟ unknown thinking

 
#19 دختر آفتاب
October 6, 2009 10:24 PM

Rolling Eyes